124 - رعايت عدالت در ميدان اسيران



عباس يكى از عموهاى پيامبر صلى الله عليه وآله است ، كه در مكه مى زيست ، ولى ايمانش را مخفى مى داشت ، او در ظاهر جزء صف لشكر دشمن به جنگ بدر آمد، ولى همانند ساير بنى هاشم ، از روى اجبار بود، و پيامبر صلى الله عليه وآله اين مطلب را مى دانست و لذا دستور داده بود كه اگر مسلمين به بنى هاشم برخوردند به آن ها آسيب نرسانند.
در جنگ بدر، عباس ، بدست ابويسر اسير شد، او مانند، چوبى ، بى حركت ايستاد، كه كاملا از وضع او روشن شد كه قصد جنگ ندارد، ابويسر او و عبيد بن ابوس را به ريسمانى بست و به عنوان اسير، به سوى مدينه روانه ساخت .
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) نسبت به عموى خود محبت فراوان داشت ، ولى از نظر حفظ عدالت و قانون هيچ فرقى بين اسيران نمى گذاشت .
پس از پايان جنگ ، اسيران را به ريسمان بسته بودند و عباس نزديك خيمه پيامبر (صلى الله عليه وآله ) قرار گرفته بود، صداى ناله عباس به گوش پيامبر (صلى الله عليه وآله ) مى رسيد، و آن حضرت ناراحت شد و تا نيمه هاى شب ، خوابش نبرد.
يكى از مسلمانان پرسى چرا به خواب نمى روى ؟ فرمود: ناله عباس ناراحتم كرده است .
از اين رو خوابم نمى برد، اندكى بعد از آنكه صداى عباس خاموش شد، پيامبر (صلى الله عليه وآله ) از علت پرسيد، آن شخص (كه سؤ ال فوق را كرده بود) گفت : ريسمان او را شل كردم ، حضرت فرمود: بنابراين ريسمان همه اسيران فرقى نگذاشت ، تا رعايت عدالت و قانون شده باشد.